شعر نو از دیار رامشه
هدیه ای خواهم داد
خواهمش داد به دوست
به همان کس که دل پاک مرا روزگاریست،به یغما برده ست
هدیه ام،هدیه ارزانی نیست،شیء بی جانی نیست
هدیه ام شاخه گلی نیست که پژمرده شود
هدیه ام عاطفه و احساس است
پاک تقدیم شما!
هدیه تنها آن نیست که درون ورقی رنگارنگ،بگذارندش و تقدیم کنند
هدیه پاک مرا حاجتی بر ورق و کاغذ نیست.
یک نگاهم که ز مهر آکنده ست، پاک تقدیم شما.
کاش می شد همه احساسم را در کلامی به تو تقدیم کنم.
کاش می شد به تو تقدیم کنم همه زیبایی این این دنیا را.
پس بیا تا به تو تقدیم کنم،بهترین هدیه گفتاری خویش.
دوستت دارم و سیمای تو ای دوست من ،
از دل و خاطر من ،پاک نگردد روزی!! {سیف ا... حیدری رامشه}