پنداشتیم دشمن بیگانه مرده اند   

        صد حیف صاحبان به این خانه مرده اند

جغدان به روی بام و کلاغان درون باغ

        آن بلبلان ناله  مستانه مرده اند

با مرگ یزدگرد مدائن تباه شد

        مردان او به گوشه ویرانه مرده اند

مردانگی کجا و برازندگی کجا

        آن مردمان غیرت مردانه مرده اند

یعقوب را بگو که چرا گریه میکنی؟

        اینجا هزار یوسف دردانه مرده اند

اینجا هزار و یک شب شیرین شهرزاد

        چون قصه های کهنه و افسانه مرده اند

محکوم زنده بودنم اما چه بودنی

        وقتی که صاحبان به این خانه مرده اند