غزلی زیبا محراب و علی
شبی محراب تنها گریه میکرد
به حال خویش و فردا گریه میکرد
به بهت کوفه چاه مانده تنها
برای زخم مولا گریه میکرد
به اوج قله قاف تجلی
برای عشق عنقا گریه میکرد
خداوندا علی آنشب چه میگفت
که محراب مصلا گریه میکرد
جهان از سوگ فردا بی خبر بود
خدا تنهای تنها گریه میکرد
{روح ا..حیدری}
+ نوشته شده در ساعت توسط جواد
|